برگ بیست و چهار
عشقم دلم اندازه این ابــــــــرا گرفته، عشق تو خنده از این لبها گرفته ... گل قشنگم امروز از صبح داره بارون میباره ، دل منم خیلی گرفته مامان،بابایی هم رفته ماموریت و من تنهام ، تو تنهایی خودم خیلی گریه کردم ......... بالاخره امروز فهمیدم این ماهم تو نیومدی توی دلم ........ کاش میفهمیدی که انتظار چقدر برای من سخته .... کاش میفهمیدی این روزا چقدر برای من دیر میگذره ... کاش میفهمیدی که سن مامان داره میره بالا و زیاد برای داشتنت وقت نداره .... خدایااااااااااااااااااا خیلی خسته و دلشکسته ام ..... خدایا ... تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه ...
نویسنده :
BT
20:41


